Wednesday, March 29, 2006

SK

سياوش کسرائی

باد در تشويش
شيشه ها تاريك و پر رويا
پرده مي لرزد
مي گريزد قامتي زير برش هايش
شمع گردن مي كشد در سايه ها مايوس
هيچ كس افسوس
شيشه ها خاموش و بي رويا
باد در غوغا