Thursday, January 14, 2010

14 Jan- Check Mate

Saturday, September 05, 2009

6 Sep- Failed


....

Failed


,,,,

Friday, August 28, 2009

28 Aug- نظم پریشان

Friday, August 21, 2009

24 Aug-Learning to Fly


...فکر کنم دارم آدم فضایی می شم



Tuesday, August 18, 2009

18 Aug- Addicted to Chaos, Over and over and over and....

....



Simply Failed...




....

Saturday, August 15, 2009

16 Aug- خاطرات گریز پای



...



پر کن پیاله را



....


Wednesday, August 05, 2009

05 Aug-Surfing Eyes...

...




Brighton, May 2009


...

Thursday, July 30, 2009

30 July- A soul in a fish bowl...



Simply failed...

Tuesday, July 21, 2009

21 July- Addicted to Chaos III




Simply Failed!


.....

Sunday, July 19, 2009

19 July- Addicted to Choas II






Simply failed!


...

Saturday, July 18, 2009

18 July-An advice


The most qualified person to give you advice is you, the second most qualified person to give you advice, won't, he will fix you. and the rest are don't care!

Wednesday, July 15, 2009

15 July- Addicted to Chaos!



There is a point in life, that someone, for the first time confess that he/she can not proceed any further. You have to admit that you failed.

But I am not such a person!

Sunday, June 07, 2009

07 June- damn you Hafez!




که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست

...

Sunday, April 26, 2009

26 April-دوش سوداى رخش گفتم ز سر بيرون كنم

دوش سوداى رخش گفتم ز سر بيرون كنم

گفت كو زنجير تا تدبير اين مجنون كنم

قامتش را سرو گفتم سر كشيد از من به خشم

دوستان از راست مى رنجد نگارم چون كنم

نكته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار

عشوه اى فرماى تا من طبع را موزون كنم

زرد روئى مى كشم زان طبع نازك بيگناه

ساقيا جامى بده تا چهره را گلگون كنم

اى نسيم منزل ليلى خدا را تا به كى

ربع را بر هم زنم اطلال را جيحون كنم

من كه ره بردم به گنج حسن بى پايان دوست

صد گداى همچو خود را بعد ازين قارون كنم

اى مه صاحبقران از بنده حافظ ياد كن

تا دعاى دولت آن حسن روز افزون كنم



Thursday, April 23, 2009

23 April- ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست



زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره گر از چار سو ببست


شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست



23 April-دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود



دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شيوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدين کار برافروخته بود

گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌ديدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود

کفر زلفش ره دين می‌زد و آن سنگين دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

دل بسی خون به کف آورد ولی ديده بريخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

يار مفروش به دنيا که بسی سود نکرد
آن که يوسف به زر ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
يا رب اين قلب شناسی ز که آموخته بود


Wednesday, April 22, 2009

22 April-چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

ور آشتي طلبم با سر عتاب رود
چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود

زند به گوشه ابرو و در نقاب رود

چو ماه نو ره بيچارگان نظاره

وگر به روز شکايت کنم به خواب رود

شب شراب خرابم کند به بيداري

بيفتد آن که در اين راه با شتاب رود

طريق عشق پرآشوب و فتنه است اي دل

کسي ز سايه اين در به آفتاب رود

گدايي در جانان به سلطنت مفروش

بياض کم نشود گر صد انتخاب رود

سواد نامه موي سياه چون طي شد

کلاه داريش اندر سر شراب رود

حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر

خوشا کسي که در اين راه بي‌حجاب رود

حجاب راه تويي حافظ از ميان برخيز

Thursday, April 16, 2009

17 April-ورنه تشریف ما بر بالای کس کوتاه نیست



زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال آه نیست

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست


هر چه هست از قامت ناساز بی اندام دوست
ورنه تشریف ما بر بالای کس کوتاه نیست



Friday, April 10, 2009

10 April- قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این همه با همه درساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت کمر سر میان
وز میان تیر به ما آخته ای یعنی چه

Friday, February 06, 2009

6 Feb- Cave

Stating the journey in front of the cave at 8:00 PM and coming back near 1:30 in the morning. Extremely freezing! I didn't have any exercise, so I got exhausted and had pain in all parts of my body for 3 days. The cave is located in peak district, half an hour by car from Manchester. We were four of us, Kevin, Steve, I and another person. There was a cavity as long as 200 meter with height of on person can crawling inside that! Interestingly the water and mud filled up to half of the cavity. So when you crawled with your backside you could hardly could breathe with your just mouth out of the water. You did not have a chance to wait for even some second inside the cavity. Absolute Nightmare! There are more coming up next week, I get myself ready for those! Enjoy it!