Saturday, October 04, 2008

05 Oct- Home Again





اجازه ى خروج ويژه دانشجويان غير تسهيلاتى

باستناد بند فلان مصوبه شماره فلان مورخ فلان ستاد كل نيروهاى مسلح، دارنده گذرنامه مجاز است تا پايان سال 1390 يك يا دو بار در سال از مرزهاى مجاز كشور خراب شده خارج شود. مشروط بر اينكه مدت توقف يك يا دو بار جمعا بيش از سه ماه نباشد.

محل اقامت از ايران به انگلستان تغيير يافت.

سفارت جمهورى اسلامى ايران

نتيجه گيرى محترمانه: گم شو برو بيرون.


**********************



سيزده اكتبر امسال دقيقا ميشه سه سال. هفته ى ديگه اين موقع. اين سه سال چه اتفاقايى افتاد اصلا مهم نيست، مهم بر آيند اونهاست كه اميدوارم مثبت بوده باشه.

كاش ميشد سيزده اكتبر امسال هم خونه باشم. خونه. خيلى خنده داره كه عملا جايى به نام خونه نيست كه من خاطره اى ازش داشته باشم. مثلا همين الان كه گفتم خونه، تصورم خونه اى بود كه وقتى ايران رو ترك كردم، در اون زندگى ميكرديم و اتاق خودم. ولى الان ديگه اون خونه نيستيم. اين حكايت جا بجا شدن، يك بار و دو بار و سه بار اتفاق نيفتاده. يك عمر اتفاق افتاده. هميشه در حال رفتن. هميشه بيقرار. پنج سال بودم كه به شيراز اومديم ، از اون موقع تا وقتى كه من ايران بودم بيش از شش بار جابجا شديم. كلى تلاش ميكردم با چسبوندن عكس و نقاشى و خط به اتاقم روح بدم ولى رفتن هميشه مانع اين ميشد. با اين همه بعد از اون همه سال كم كم از جاده خسته شديم و قصد نشستن كرديم، ولى حكايت رفتن من تازه شروع ميشد. ولى من، اين سه سال دست كم نه بار جابجا شدم. خسته از جاده ولى چاره اى جز رفتن نيست.
لعنت به جاده! ه



0 comments: