Monday, September 29, 2008

29 Sep- Trinity and beyond


آگوست دو سال پیش شبکه ي بی بی سی به مناسبت سالگرد بمباران اتمى هيرشيما و ناكازاكى گزارشى پخش ميكرد. با بازماندگان حادثه و اقوام اونها و بعضيهاى ديگه كه به اين موضوع مربوط ميشدن مصاحبه ميكرد. سوالهايى در مورد تجربيات بازماندگان، تاثيرات شيميايى اون يا ديد مردم در مورد آمريكا به خاطر پرتاب بمب. يكى از سوالات، نظر كلى مردم رو در مورد انداختن بمب اتمى در هيروشيما و ناكازاكى ميپرسيد. جالبه كه بعضى از اونا كه ژاپنى هم بودن موافق اين موضوع بودن. دليلشون هم خاتمه ى جنگ جهانى و جلوگيرى از كشته شدن بيشترى از مردم بيگناه بود. كنجكاو شدم بفهمم چه منطقى پشت اين جواب غير منطقى ميتونه باشه. بعد از خوندن تاريخچه ى جنگ جهانى دوم و پروژه هسته اى آمريكا و جريان بمباران اتمى هيروشيما و ناكازاكى فهميدم كه جواب اونها خيلى هم احمقانه نيست.


بعد از خوندن ماجرا چيزى كه خيلى منو ناراحت كرد كشته شدن يه عده بيگناه به خاطر قدرت طلبى و زورگويى چند نفر بود. ولى چيزى كه به نظرم اهميتى نداشت مليت اون انسانهاى بيگناه بود. فكر كنم دليلش هم خيلى واضحه. چون اين اتفاق ميتونست براى مردم آمريكا بيفته اگر بمب اتمى توسط ژاپنيها كشف ميشد، يا اگه آلمانها اونو كشف ميكردن، مردم بيگناهى از شوروى كشته مى شدن يا بر عكس. در ضمن جنگ جهانى دوم ژاپن جزو نيروهاى متحدين بود كه به چين حمله ميكنه. يعنى ژاپن هم يه كشور استعمار گر بوده و اين ديد مظلوم گرايانه اى كه عوام از جمله رييس جمهورمون در مورد ژاپن دارن فكر كنم خيلى بى مورد باشه.


مردم بيگناه هميشه هستن كه قربانى دست يه عده تشنه ى-قدرت- و-سياست بشن. اين عده بيگناه ميتونه ژاپنى هايى باشه كه در جنگ جهانى دوم كشته شدن، ميتونه مردم بيگناهى باشه كه در جنگ ايران و عراق كشته شدن، ميتونه آمريكاييهايى 11 سپتامبر يا افغانيها باشن.


يه مطلب تكان دهنده و نگران كننده كه در مورد بمباران هيروشيما و ناكازاكى و كلا جنگ جهانى خوندم، استفاده تماما ابزارى از علم بود. منظورم دقيقا پروژه ى منهتن هست كه طبق اون بمب هسته اى رو توليد كردن. باورش خيلى سخته كه اين همه دانشمند جمع شده بشن، هدفشون هم فقط و فقط ساخت بمب و انداختن اون بر سر آدماى بخت برگشته و بى خبر از همه جا باشه. درسته كه دانشمندان هم اين حق رو به عنوان يه انسان دارن كه از اونها يا علمشون سو استفاده بشه، ولى به نظرم بايد بين منطق يه آدم عادى (مثلا آمريكايى) كه تحت تاثير تبليغات سياسى قرار ميگيره و تفنگ به دست ميگيره مثلا ميره افغانستان آدم ميكشه با منطق يه دانشمند كه به نظر ميرسه از قدرت تحليل بالاترى برخورداره، بايد فرقى باشه.


اين موضوع مربوط به 50-60 سال پيش هست جالبه كه هنوز هم همون روند داره پيش ميره. هنوز هم كسايى در راس هستن كه از علم براى پيشبرد اهداف غير انسانيشون استفاده ميكنن. هر چند سهم من در پيشبرد علم شايد در حده خيلى ناچيزى باشه شايد هم هيچ، ولى بعضى وقتا فكر ميكنم نكنه من هم به نحوى دارم به اين جريان كمك ميكنم.


چند وقت پيش يكى ازدوستان حرف خيلى منطقى زد. گفت كه اين ما هستيم كه از علم سو استفاده ى ابزارى! ميكنيم. مثلا اينكه ميتونيم با هواپيما از اينوره دنيا به اون وره دنيا بدون دغدغه مسافرت كنيم در حقيقيت يك جور سو استفاده از هواپيماست، چون هواپيما به منظور مصارف جنگى ساخته شده، حداقل پيشرفته صنعت هوايى به اين خاطر بوده. در مورد خيلى از موارد ديگه هم ميشه اين رو گفت، مثل موبايل يا اينترنت يا انرژى هسته اى. موارد استفاده ى اينها همه در پروژه هاى نظامى بوده و كاربردشون در زندگى روزمره بعدها كشف شده!


انگيزه ياد آورى اين مطالب ديدن فيلمى بود به نام فراتر از ترى نى تى* كه يك مستند از پيشرفت پروژه هسته اى در دنيا هست. در اين فيلم خيلى روشن ميشه فهميد كه چطور قسمت زيادى از پيشرفت تمام علوم مديون پيشرفت احمقانه ى سلاحهاى هسته اى بوده.


و در آخر اينكه نوشتن اين متن هيچ ربطى به سياستها يا اوضاع كنونى كشورمون نداره. و بيشتر يك ديد خييلى كلى بود.



***************



image from http://nmhm.washingtondc.museum/assets/images/Able2.jpg


* Trinity and Beyond


0 comments: